محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
238
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
كنند ؛ از اينرو در حديثى آمده است : « در جهان آخرت به جاهلان گفته خواهد شد كه چرا ياد نگرفتيد . » « 1 » ( ربّ رحيم ) روزى پيامبر صلّى اللّه عليه و إله زنى را ديد كه نوزادش را با مهربانى كامل به سينه چسبانده و با تمام علاقه به او شير مىدهد . آن حضرت به يارانش فرمود : « آيا باور مىكنيد اين زن كودكش را در آتش بيافكند ؟ » آنان گفتند : نه ، هرگز . پيامبر صلّى اللّه عليه و إله فرمود : « خداوند ، از اين مادر به بندگانش مهربانتر است . » « 2 » ( و دين قويم ) دينى كه به راه راست و استوار هدايت مىكند و پاكىها را حلال و ناپاكىها را حرام مىشمرد و آسانى را براى مردم مىخواهد و تكليفى بيشتر از اندازه طاقت روا نمىدارد . ( و إمام عليم ) رهبرى آشنا به كتاب خداوند و سنت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و هرآنچه كه صلاح و فساد مردم در آن است . منظور امام عليه السّلام از اين رهبر خود ايشان است . ( أنا بالأمس صاحبكم ) ديروز از شما دفاع مىكردم و امور شما را با اخلاص و شايستگى تمام تدبير مىكردم . ( و أنا اليوم عبرة لكم ) اما امروز بر بستر خويش خفته و نمىتوانم حركتى بكنم . ( إن تثبت الوطأة في هذه المزلّة فذاك ) اگر از ضربه ابن ملجم بهبود يابم ، شما به آرزوى خويش مىرسيد ( و إن تدحض القدم ) و اما شايد نيز اجل من در همين ضربت باشد . ( فإنّا كنّا في أفياء أغصان ، و مهابّ رياح ، و تحت ظلّ غمام ، اضمحلّ في الجوّ متلفّقها ، و عفا في الأرض مخطّها ) عمر همچون سايه مىگذرد و به سرعت باد مىرود و مانند جاى پا محو مىشود . ( و إنّما كنت جارا جاوركم بدني أيّاما ، و
--> ( 1 ) . امالى شيخ طوسى : 1 / 8 ؛ تفسير صافى : 2 / 169 . ( 2 ) . صحيح مسلم : 4 / 2109 .